دست-نبشته ها

پاک-نویس های ابتدایی حسین نارون
فهرست
این جا مطالبی را به اشتراک میگذارم، باشد که بازخورد آن برای خودم و نشرش برای آنانی که باید نورِ راهی باشد.

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «اسفندیار رحیم مشایی» ثبت شده است


تفاوت و اختلافی که جلیلی و ظریف دارند، و برای ما (ملت) مهم (تعیین کننده) است.

قبلاً اشاره ای به چرخشِ آقای احمدی نژاد نموده ام، پیروِ مبانیِ همان چرخش، او در دولتِ دهم به دنبالِ توافقِ با غرب بود. و برایش راهبردِ مؤثری با آدم هایی که برای آن راهبرد نامناسب بودند داشت. او، آقای صالحی را از ریاستِ سازمانِ انرژیِ اتمی به ریاستِ وزارتِ امورِ خارجه منتقل کرد تا پرونده ی مذاکراتِ هسته ای را به وزارتِ امورِ خارجه ببرد تا دستِ او بازتر و تأثیرِ معادلاتِ سیاسی از معادلاتِ فنی بیشتر شود. ضمنِ این که آقای مشایی جلوتر از خودِ او به آمریکا میرفت و نشانه های دیگر. اما او برای این کار آدم های مناسبِ کافی نداشت، به همین دلیل درصددِ عزل وزیرِ اطلاعاتِ وقت (جناب حجة السلام و المسلمین مصلحی) برآمد، به همان دلیلی که وزیرِ امورِ خارجه ی وقت (جناب دکتر متکی) را در مأموریتِ کاری، به بدترین شیوه ی ممکن عزل نمود.

در زمانِ آقای احمدی نژاد، نه حلقه ی انحرافی ها، نه حلقه ی غرب-زده ها و نه هیچ حلقه ی دیگری در سطحِ بالای کشوری کامل نشد و این چنین بود که دکتر جلیلی بعد از توافقاتِ برجام اعلام کرد: "ما میتوانستیم همان زمان با بهتر از توافقاتِ برجام هم توافق کنیم، اما کافی نبود. (به مضمون)"

این است آن تفاوت و اختلافِ امثالِ جلیلی ها و ظریف ها.

چنین نوشتار و سخنانی به هیچ عنوان خدشه به شخص و شخصیتِ آقای ظریف نیست، مگر آن که ایشان توجیه دُرستی ارائه ندهند که در این صورت باید در ارتباط با نسبتِ ایشان و دوستانشان با مبانیِ نظام تجدید نظر شود، همچنانی که شخصیتِ انسانیِ ایشان به دور از خدشه خواهد بود.

و در خصوصِ آقای ظریف، ایشان در اواخرِ دوره ی نمایندگیِ جمهوریِ اسلامیِ ایران در سازمانِ ملل مقاله ای منتشر نمودند مبنی بر عزمِ جدیِ آمریکا برای انقلابِ مخملی در ایران، این نشان از اخبارِ دستِ اولِ ایشان و قدرتِ تحلیلِ ایشان دارد، منتها باید در خصوصِ سکوتشان در سال 1388 و عملکردشان در مقامِ وزیرِ امورِ خارجه ی جمهوریِ اسلامیِ ایران توضیحاتی برای ثبتِ در تاریخ ارائه نمایند تا دلیلِ توافقاتِ محرمانه و بازی های داخلی و سیاسی روشن شود و بدنه ی نظام نسبت به اقتضائات آشنا شوند که دلسرد نشده و گمراه نگردند و یا این که نفوذ رهگیری و سببِ گرفتنِ عبرت شود.


پیش نِوِشت. تمایل داشتم فرصت میکردم و پیش از بررسیِ صلاحیتِ کاندیداها این نوشته را منتشر میکردم.


از کنارِ هم قرار دادنِ گفتار و اعمالِ هر شخص، می توان به اهداف و شخصیتِ او پِی بُرد. از سویی، تغییر پیامدی اجتناب-ناپذیر است و البته دُرست یا غلط بودنِ آن اَهَم است که در گِرُوِ رو به رشد بودن یا سقوط بودنِ تغییر میباشد. و در نهایت، معیار حالِ فعلیِ افراد است.

آقای محمود احمدی نژاد از اواخرِ دوره ی اولِ ریاستِ جمهوری به آرامی مبتلا به چرخشی گردیدند که ریشه اش در نزدیکانشان یافت میشود. و چرخشِ اساسیِ ایشان را میشود در 2 مورد ذکر کرد:

الف- (با خوشبینانه ترین حالتِ ممکن) برخوردِ ایشان با ولایتِ فقیه از منظرِ قدرت، و نه الزامِ نظری و عملی به قانونِ اساسی و اعتقاد و اطاعت است؛ چه این که ایشان در مواجهه با فرمایشات و رهنمودهای رهبری سعی در برقراریِ موازنه ی قدرت و عکس العمل از جایگاهی برابر داشته اند و تأکید بر ارتباطِ مستقیم با امامِ زمان (ارواحمان به فدایشان) مُستَمسکِ چنین مقصودی به نظر میرسد.

و این مورد یا از فهمِ نادُرستِ نظاماتِ اسلامی نشأت میگیرد و یا به آن ختم میشود؛ به همان اندازه خطرناک که سکولارها و... خطرناکند.

چه نیکو گفت سیدِ شهیدانِ اهلِ قلم: "آخرین نبردِ ما --- با اسلامِ آمریکایی است." و اگر میبود حتماً اشاره ای میداشت به این که: آیا واقعاً دوره ی اسلام-گرایی گذشته است؟!

ب- (با خوشبینانه ترین حالتِ ممکن) لجاجت در به عمل رساندنِ تشخیصِ خود در مواردِ کلان؛ همانندِ قبولِ استعفای آقای اسفندیار رحیم مشایی! در عوضِ عزلِ ایشان (آن هم بعد از تکرارِ دوستان و مجبور شدنِ دوستان به انتشارِ عمومیِ نامه ی رهبری) و اعطای بیشترین منصب به وی در جایگاهِ مسئول دفتری که عملاً معاونِ اول بودند در سایه.

چه این که این مورد قابلیتِ بررسیِ بیشتر و ریشه یابی در ارتباطِ ایشان دارد.

آقای احمدی نژاد! امیدوارم نامه ی آقای مشایی نشانه ی آغازِ راهِ شما به راهی همانندِ آن که سید محمد خاتمی پیموده است و پافشاری میکند نباشد! چرا که هم نظام و هم شما را به هزینه ی گزافه وامیدارد.