از مهمترین مؤلفه های تعیین-کننده ی پیشامدهای بعدی و آینده، افکارِ عمومی است؛ "افکارِ عمومی" عبارتی با گستره ی پهناورِ از خاص الخواص تا عام ترین عوام است که به فراخورِ حیطه اشکال و حیلِ متفاوت و مختلفی دارد. گاهی از ساده-لوحی نشأت گرفته و گاه پشتوانه اش پیچیده ترین افکار است برای زمانی احتمالی و دور.
نمونه های زیادی را میتوان مطرح کرد، از به ظاهر بی اهمیت ترین و پیشِ پا افتاده ترین ها تا سطحِ بالاترین ها با درجه ی فوقِ سری!
از آخرین بازی های کلید خورده، با هدفِ بهره برداری کوتاه تا میان مدت این است:
فلانی (از تَتمه ی پهلوی) که چند مرتبه شایعه ی فوتش منتشر شده است نامه ای مبنی بر درخواستِ افزایشِ فشار و تحریم علیه جمهوریِ اسلامیِ ایران به آن آقای تاجر (ترامپ) نوشته است و او با حاشیه نویسی که اگر حسن روحانی رئیسِ جمهور نشود چنین میکنم، نامه را ارسال کرده است برای جنابِ مُستَطاب، حضرتِ آقا (خدا حفظشان کند).
2 موضوعِ اصلی وجود دارد:
الف- صحت یا عدمِ صحتِ متنِ شایعه.
ب- هدفِ منتشر کنندگانِ شایعه.
نکته ی اول: تحلیل و ارائه ی راهبرد، پس از صحتِ اصلِ مطلب مطرح میشود و مسئولینِ امر میبایست ادای وظیفه کنند.
نکته ی دوم: در هر صورتی از موضوعِ الف، هدفِ منتشر کنندگان دارای موضوعیت است.
نکته ی سوم: هدف از این نوشتار پرداختنِ محدود به موضوعِ ب است.
با توجه به منتشر کنندگان (از نظرِ طیف و قشر)، منافعِ احتمالی از انتشار و پیشامدهای پیرامونِ حوزه ی تأثیرِ شایعه، میتوان اقدام به تحلیل نمود که با رهگیریِ نمونه های مشابه به غنای آن افزوده خواهد شد.
توجهِ سطحی و انتزاعی به این شایعه، در صورتی که آقای روحانی پیروزِ انتخاباتِ دوازدهمِ ریاستِ جمهوری شوند، این شائبه را ایجاد میکند که انتخابات بازیِ نظام است و نتیجه ی آن خواستِ نظام. شائبه ای که همیشه ی عمرِ انقلابِ اسلامی و نظامِ اسلامی خواستِ دشمنان بوده است و در راستایش از هیچ تلاشی فروگذار نکرده اند.
فتأمل.