دست-نبشته ها

پاک-نویس های ابتدایی حسین نارون
فهرست
این جا مطالبی را به اشتراک میگذارم، باشد که بازخورد آن برای خودم و نشرش برای آنانی که باید نورِ راهی باشد.


'انقلابِ اسلامی' از نظرگاهی به این دلیل حائز اهمیت است که تنها او میتوانسته است حجمِ انبوهِ مظلومِ سرخورده، عقب مانده و تحقیر شده را محور شده و تشکیلِ نهضت دهد، راهبری نماید تا پیروزی و پس از آن #با_وجود_مشکلاتِ متعددِ داخلی و خارجی #مردمسالاری را حفظ نماید؛ و برای این مسیر مجاهدت ها شده است.


ولادتِ امام رضا علیه السلام، امامِ هشتم بر همه-مان مبارک باشد.

خدایا! ما را موردِ عنایت و التفاتِ دائمیِ حضرتِ غریب الغُربا علیه السلام قرار ده! آمین یا رب العالمین


الان در ادامه ی همان مسیر که به صورتِ انتزاعی و افراطی پیش رفتیم، به جایی رسیده ایم  که دیگر اشتباهاتِ کوچک برایمان معنا ندارد، و این چنین است که باید حتماً آتنایی موردِ وحشیانه ترین بدی ها قرار گیرد تا شاید برای چند لحظه ای به خودمان بیاییم.


شهادتِ امام جعفرِ صادق علیه السلام را تسلیت عرض میکنیم.

پروردگارا! ما را از پیروانِ راستینِ اولیائت قرار ده! آمین یا رب العالمین


کار کردن آسان نیست، قرار هم نبوده است آسان باشد؛ البته قرار هم نبوده است که سختتر از آنی که میبایست میبود بشود.

همدلی از مؤثرترین عواملی است که میتواند بیش از هر چیزِ دیگری راهگشا باشد.

***

بچه های "پَنجَری" نیاز به جا و حمایت دارند برای عملیاتی کردنِ کارهایشان.


ساعت را ما آدم ها به خاطرِ محدودت هایی که هست به شکلِ دایره ساختیم و نشان دادیم. و جالب است، خودمان گاه فراموش میکنیم...



         برای زندگیِ بهتر باید پیشرفت کرد، یعنی تغییرِ خوب و تغییر به سمتِ خوبی. هر کاری را میتوان فارغ از نیت (خواستِ قلبی) خوب یا بد انجام داد، به این معنی که میتوان به طرزی مُفتضحانه دفاع یا به بدترین و آزاردهنده ترین شیوه دلسوزی کرد! میشود برای آباد کردن تلاش کرد و خرابی و مزاحمتِ زیاد به بار آورد و حتا فقط خرابی به جا بگذارد، از سویی هم میشود مسئولانه برای کلِ مسیر برنامه داشت و تا آبادسازی پیش رفت.

کم ظرفیتیِ واژگان و پایین بودنِ سطحِ اشتراکاتِ مؤثر سببِ بیشتر شدنِ نیاز به استفاده از ترکیبات و توضیحات می شود، و این خود ضعف هایی دارد. برای نمونه به عباراتی همچون "انسانِ متعهد" و "مسئولِ خدمتگزار" عباراتِ اضافی گفته میشود که به معنایِ حقیقی عباراتِ اضافی هستند که گاه استفاده از آن ها ضروری می شود و این ضرورت باید درمان شود. چرا این عبارات به معنای حقیقی اضافی اند؟ چون آدمی در مسیرِ "انسان شدن"، شاملِ "متعهد بودن" است و "مسئول بودن" شاملِ "خدمتگزار بودن". اضطرارِ استفاده از صفاتِ اضافیِ این چنین به مثابه ی درد است در بدن، نشانه ی وجود یا بروزِ مشکل.

در همین راستا همه ی عبارات چنین سرنوشتی ندارند، گاهی عبارات تیرِ خلاص-اند به کج-فهمی، فتنه، انحراف یا هر خطای دیگر، گاهی روشن-گری اند، همچون: ملتی برای ملت.

به همان گونه که بزرگان فرموده اند و خیلی به پیروی تکرار کرده اند، "سید محمد حسینی بهشتی" از نوادر بوده است؛ زمانی اوجِ شخصیتیِ چنین فردی مشخص می شود که بزرگی چون امام خمینی (رحمة الله علیه) و حضرتِ آقا (حفظه الله) که مسلط و نکته سنجند و در الفاظ رودربایستی و اسراف نمیکنند به بزرگی از وی یاد میکند.

از دلایلِ اضطرارِ استفاده از عباراتِ اضافی انحراف، استحاله، فتنه و تصاحب را میتوان نام برد که نمونه ی تصاحب و تفسیر به رأی زمانی به روشنی شعار داد: «بسیجیِ واقعی همت بود و باکری.» و چراییِ این شعار مهم است؛ حال آن که شهید محمدابراهیم همت و شهیدان باکری به روشنی بسیجیِ ولایی با خطوطِ قرمزِ اصولی بودند که در رفتار و سیره شان مشهود بود؛ حال #سید_مظلومان و از این دست.

در نهایت یادآور می شوم فقدانِ اشخاصِ بزرگی همچون حضرتِ امام خمینی (رحمة الله علیه)، جاوید الاثر امام موسی صدر، شهید سید محمد حسینی بهشتی و شهید مرتضی مطهری گرچه ضایعه ای بزرگ است اما برای جبرانش می بایست از برکاتِ به جا مانده از ایشان استفاده ی حداکثری نمود.